تصویری داشتم.خیال کردم در ساحل دریا با خدا قدم می زنم.در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم.همه جا دو رد پا بود یکی از آن من و دیگری جای پای خدا بود.وقتی در اخرین تصویر زندگی ام به روی شنها نگاه کردم دیدم که گاهی فقط یک رد پا می بینم.دریافتم که اینجا سخت ترین مراحل زندگیم بود.
از خدا پرسیدم خدایا فرمودی اگر به تو ایمان بیاورم هرگز تنهایم نخواهی گذاشت.پس چرا در سخت ترین مراحل زندگیم رد پایی از تو نمی بینم،چرا در آن اوقات رهایم کردی.
فرمود:فرزند عزیزم تو را دوست دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام و نخواهم گذاشت.اگر در سخت ترین اوقات یک رد پا می بینی،ردپای من است که تو را به دوش کشیده ام.
جبران خلیل جبران















